أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
35
قانون ( فارسى )
مجراها ( منفذها ) متوقف مىشود و بند آمدن را موجب مىگردد . 38 - داروى پوشاننده ( مغرى ) : دارويى را پوشاننده گويند كه خشك است و كمى رطوبت لزج در آن هست و به دهانه مىچسبد و بند مىآورد و در نتيجه سيلان بازمىايستد . هرچه لزج و سيال و لغزاننده باشد و به گرمى نزديك شود پوشاننده و بندآورنده و متوقفكننده مىشود . 39 - داروى بههمآورنده ( مدمل ) : بههمآور عبارت از دارويى است كه رطوبت ميان هر دو طرف زخم را غلظت بخشد و آن را خشك نمايد تا به حالتى درآيد كه براى پوشيدن و به هم چسبيدن آماده شود . و به اين ترتيب هر دو طرف زخم را به هم آورد . خون سياوشان و صبر زرد از اين قبيل داروها هستند . 40 - داروى رويانندهء گوشت ( منبت اللحم ) : اين نوع دارو مزاج خونى را تعديل مىكند كه بر زخم وارد مىآيد و خون را منعقد مىكند و سرانجام آن را تبديل به گوشت مىسازد . 41 - داروى مهرگذار ( خاتم ) : مهرگذار يا پايانبخش دارويى است كه سطح زخم را مىخشكاند و موجب به وجود آمدن « خشك ريشه » مىشود كه زخم را تا رويش پوست طبيعى از آسيب نگه مىدارد . هر دارويى كه به اعتدال بخشكاند و پوست را به اعتدال بروياند و سوزش نداشته باشد از داروهاى مهرگذار به شمار مىآيد . 42 - داروى كشنده ( قاتل ) : عبارت از دارويى است كه مزاج را به افراطى تباه سازد مانند : شبرم و افيون . 43 - سمّ : دارويى را سم « زهر » مىگوييم كه نه تنها به واسطهء « ضديت » كشنده است بلكه با خاصيتى كه در خود آن موجود است سبب مرگ مىشود مانند « بيش » . 44 - ترياق و پادزهر : ترياق و پادزهر دارويى را گويند كه تندرستى و نيروى روح را نگه مىدارند تا بتواند زيان سم را از خود دفع نمايد گو اينكه پادزهر مصنوعى را ترياق مىنامند و واژه پادزهر به داروهاى پادزهرى ساده اطلاق مىشود كه طبيعى و غير صنعتى هستند و شايد نباتيات شايستگى اسم ترياق را بيشتر از مصنوعات داشته باشند و احتمال اين هم هست كه بسيار تفاوت ميان اين دو اسم نباشد . 45 - داروهاى اسهالآور ، عرقآور ، ادرارآور ( مسهل ، معرق ، مدر ) : اين داروها را همه مىشناسند . اينك قواعدى چند به مطالبى كه تا به حال گفته شد اضافه مىكنيم : الف - هر دارويى كه وسيله اسهال و قبض مىگردد ، مانند سورنجان ، براى درد مفاصل مفيد است زيرا قوت اسهالآور مىآيد و ماده را جذب مىنمايد . آنگاه قوت بندآور مىرسد و مجراى ماده را تنگ مىكند . ماده به جاى اولى برنمىگردد و چيزى هم به دنبال ماده نمىآيد . ب - هر دارويى كه گدازنده است و گيرندگى نيز در آن هست آن دارو معتدل به شمار مىآيد و براى سستى مفاصل و ترنجيدن مفاصل و ورمهاى بلغمى مفيد است . زيرا گيرنده و تحليلبرنده هر دو در خشكانيدن كمك مىكنند و هرگاه گيرنده و تحليلبرنده باهم باشند خشكى شدت مىيابد . ج - داروهاى مسهل و ادرارآور در اكثر حالات كنشهاى مخالف همديگر دارند . داروى ادرارآور غالبا تهنشين را مىخشكاند و مسهل بول را كاهش مىدهد . د - داروهايى كه نيروى گرمىبخش و نيروى سردكننده در آنها گرد آيد در علاج دملهاى گرم از آغاز بروز تا پايان مفيد هستند . زيرا به وسيله سردى قابض و بازدارنده است و به وسيله آنچه گرم است